اخبار مهم
Home / پزشکی و سلامت / نقش کشاورزی پایدار در احیای منابع آب
39149_736.jpg

نقش کشاورزی پایدار در احیای منابع آب

به گزارش کجله خبری اندیشه ناب:

اندیشه ناب : اقتصاد سبز با هدف کاهش مخاطرات زیست محیطی و کاستی های بوم شناختی،برای دستیابی به توسعه پایدار و البته بدون تخریب محیط زیست بنیان نهاده شده است.
برنامه محیط زیست ملل متحد (UNEP) معتقد است که اقتصاد سبز، علاوه بر کارآمد بودن، بایددر ابعاد ملی و بین المللی عادلانه باشد، بخصوص برای دستیابی به یک اقتصاد کم کربن با حفظ منابع پایدار و مشارکت اجتماعی. یکی از ویژگی هایی که اقتصاد سبز را از رژیم های اقتصادی قبل متمایز می سازد، ارزیابی مستقیم سرمایه های طبیعی مانند تنوع زیستی و خدمات اکوسیستمی از طریق ارزش گذاری اقتصادی آنهاست.
در این میان، کشاورزی در بسیاری از کشورها مهمترین بخش تاثیرگذار بر طیف گسترده ای از مسائل مرتبط با توسعه پایدار از جمله: اقتصاد، اشتغال، امنیت غذایی، تجارت، فقر، سلامت انسان، تغییرات آب و هوا، استفاده از منابع طبیعی (به خصوص زمین و آب)، و تنوع زیستی محسوب می شود.
با این حال، علیرغم افزایش در بهره وری و محصول در طول چند دهه گذشته، امروزه بخش کشاورزی با شاخص هایی همچون کاهش رشد بهره وری (با وجود دریافت یارانه های هنگفت)؛ کاهش سهم صادرات کشاورزی از کشورهای در حال توسعه؛ افزایش استفاده از مواد شیمیایی، و در نتیجه اثرات منفی بر سلامت انسان، اکوسیستم، تنوع زیستی؛ افزایش سطح انتشار گازهای گلخانه ای؛ و توزیع نابرابر منافع در سطوح بین المللی و همچنین در میان جوامع و بخش های مختلف در سطوح ملی شناخته می شود.
در حال حاضر جهان برای تغذیه تمام ساکنین خود غذای کافی تولید می کند اما بیش از یک میلیارد نفر از جمعیت کره زمین به دلیل فقر و عدم توانایی در خرید آن گرسنه می مانند و این افزایش روزافزون قیمت غذا، تهدید اساسی برای امنیت غذایی در کشورهای در حال توسعه محسوب می گردد. از سوی دیگر کشاورزان خرده پا که اکثریت روستاییان فقیر را در دنیا تشکیل می دهند، بخش عمده غذای دنیا را فراهم میکنند. اما این کشاورزان عمدتا مالک اراضی حاشیه ای و کم بازده بوده و برای تولید محصول به باران وابسته اند و به همین دلیل است که آبیاری نقش تعیین کننده ای در اقتصاد روستایی بازی میکند. در چنین شرایطی، تغییرات اقلیمی همچون خشکی و سیل، آسیبهای جبران ناپذیری به این کشاورزی آسیب پذیر وارد میکند و بنابراین قبل از هر چیز، کشاورزی کوچک مقیاس باید با الگوهای تغییر اقلیم سازگاری یابد تا بتواند پایداری خود را حفظ کند.
طبق اسناد منتشر شده توسط سازمان خوار و بار و کشاورزی ملل متحد FAO، پیش بینی می شود که جمعیت جهان تا سال ۲۰۳۰ به ۸٫۳ میلیارد افزایش یابد و برای تامین غذای مورد نیاز این جمعیت، باید تولید مواد غذایی تا سال ۲۰۵۰ دو برابر شود. این در حالیست که کشاورزی و تولید غذا وابستگی مستقیم با منابع طبیعی و بخصوص آب دارند، چنانچه همیشه بخش کشاورزی در اکثر کشورها بزرگترین مصرف کننده آب محسوب میگردد. اگر حتی عادات غذایی انسان و زنجیره های غذایی تغییر نکنند و بهره وری زمین و آب ثابت بماند، مصرف جهانی آب تا سال ۲۰۵۰ برای تامین مواد غذایی جمعیت ساکن باید ۷۰ تا ۹۰ درصد افزایش یابد. بنابراین آب یکی از عوامل محدود کننده در تولید مواد غذایی در آینده محسوب میگردد. در حال حاضر در حدود دو میلیون نفر از جمعیت کره زمین در مناطقی زندگی میکنند که با کمبود آب مواجه هستند و این رقم متاسفانه تا سال ۲۰۲۵ به دو سوم جمعیت کره زمین خواهد رسید.
در سراسر جهان، شواهد نشان می دهد که روشهای پایدار تولید محصولات کشاورزی جایگزین مناسبی برای فعالیت های کشاورزی موجود و ناپایدار می باشند. سیستمهای کشاورزی پایدار فرصت ها و منافع متعددی از جمله: بازده اقتصادی رقابتی، عرضه خدمات اکوسیستمی ضروری در زندگی، ایجاد شغل و معیشت مناسب، ردپای زیست محیطی کوچکتر، افزایش انعطاف پذیری با تغییرات آب و هوا و افزایش امنیت غذایی را فراهم می سازند.
کشاورزی نقش تعیین کننده ای را در دستیابی به اقتصاد سبز بازی میکند زیرا مصرف کننده ۷۰ درصد از منابع آب و تامین کننده ۴۰ درصد از اشتغال جمعیت کره زمین است. علاوه بر این، رشد تولید ناخالص داخلیاز طریق کشاورزی منجر به تامین امنیت غذایی، برای بالا بردن درآمد فقرای روستایی و نیزفراهم کننده زمینه لازم برای فرصت های شغلیمتعدد میباشد. اقتصاد سبز بایستی علاوه بر تامین مواد غذایی مورد نیاز جمعیت رو به رشد به خصوص در کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته، زمینه لازم را برای دستیابی به امنیت غذایی و البته با مصرف کمتر منابع طبیعی فراهم سازد. کشاورزی کوچک مقیاس برای دستیابی به اقتصاد سبز نقش تعیین کننده ای دارد زیرا همانطور که گفته شد، ارتباط نزدیکی با رشد اقتصادی، کاهش فقر و امنیت غذایی دارد. اما مسلما بدون مدیریت پایدار منابع آب و اعمال روشهای موثر آبیاری در این نوع کشاورزی، کشاورزان فقیر قادر نخواهند بود که تولید و درآمد خود را افزایش دهند. دسترسی به آب، این امنیت را برای کشاورزان فراهم میکند که در سایر بخشها و نهاده های کشاورزی از جمله کود و بذر مناسب برای دستیابی به محصول بیشتر و مغذی تر سرمایه گذاری کنند.
اقدامات موثر برای دستیابی به کشاورزی پایدار
بر اساس تجربیات مرتبط بین المللی و گزارشهای منتشر شده سازمان ملل، اقدامات موثر برای دستیابی به کشاورزی پایدار در بخشهای مختلف شامل موارد زیر میباشند:
  * بالا بردن بهره وری خرده مالکان از طریق مکانیزم هایی همچون دسترسی به فناوری و بازار مصرف.
  *  اعمال رویکردهای اکوسیستمی؛ بدین معنی که تولید محصولات کشاورزی همواره بایستی با اولویت دادن به نیازهای اکوسیستمی و در قالب مدیریت منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست پیرامون صورت گیرد.
*    استفاده از نظام های کشاورزی تلفیقی و طبقاتی مانند کشت و پرورش همزمان یا تناوبی برنج و ماهی که هم اکنون در کشورهایی همچون چین اعمال میگردد.
  *  استفاده از شیوه های مختلف اگروفارستری، به معنی کشت و پرورش همزمان محصولات کشاورزی، درخت و دام. در این نظام پایدار تولیدی، هر نهاده ای تامین کننده نیاز سایر نهاده ها میگردد، مثلا دام تامین کننده کود، ضایعات کشاورزی تامین کننده علوفه دام و درختان نیز تثبیت کننده خاک خواهند بود.
  *  کشت گونه های بومی و سازگار با خشکی و همچنین گونه های چند ساله، برای بهره وری بیشتر از بارندگی های نامنظم و سازگاری با خشکسالی در مناطق خشک و نیمه خشک.
  *  استفاده از فناوریهای نوین و شیوه های نوآورانه برای بهبود محصولات کشاورزی و افزایش سازگاری با شرایط خشکسالی؛ مانند اعمال روشهای کارآمدتر برای استفاده از آب و کود، اعمال رویکردهایی برای کاربرد آفت کشهای بیولوژیکی،فن آوریهایی که تلفات پس از برداشت را کاهش میدهد و همچنین دامداری و آبزی پروری پایدار و نزدیک به طبیعت.
   * ترویج راهکارهای موفق محلی در سطح ملی برای الگوبرداری در شرایط مشابه.
    *توسعه کشاورزی شهری، برای کوتاه کردن زنجیره بین تولید کننده و مصرف کننده.
  *  بازیافت فسفر تولید شده در ضایعات انسانی و همچنین دامداریها برای تقویت خاک.
*  بهبود بهره وری در سراسر زنجیره غذایی، از طریق به حداقل رساندن تلفات در طول فرایند تولید، فرآوری، خرده فروشی و بخصوص مصرف،برای دستیابی به توزیع و تجارت عادلانه.
    کاهش تلفات غذا توسط مصرف کننده بخصوص در کشورهای صنعتی و توسعه یافته از طریق اطلاع رسانی عمومی و بهبود فرایند تولید در صنایع غذایی و همچنین پیدا کردن راه حلهایی برای غذای سالمی که دور ریخته میشود.
 *  توجه به ارتباط متقابل بین آب، غذا، انرژی و اقلیم در فرایند تولید؛بدین منظور طرح ها، استراتژی ها و برنامه هایی برای معرفی عناصر بالقوه پیونددهنده بین منابع طبیعی، آب، تنوع زیستی، انتشار گازهای گلخانه، خاک، و غیره مورد نیاز میباشند.
   * کشاورزان و بخصوص خرده مالکین برای بالا بردن سود آوری خود نیاز دارند که دسترسی بهتری به بازار مصرف داشته باشند و بنابراین با درآمد بیشتر قادر خواهند بود که برای بهبود در فرایند تولید محصول سرمایه گذاری کنند.
    بهره مندی از اعتبارات خرد و بیمه های خشکسالی میتواند شیوه موثری برای عبور از موانع مالی و مخاطرات زیست محیطی در کشاورزی کوچک مقیاس باشد.
*بازار باید پیام های مورد نیاز را به مصرف کننده منتقل کند؛ این پیام ها شامل ارزش های منابع طبیعی و محیط زیست و تاثرات مثبت و منفی کشاورزی بر آن و همچنین ارزشهای غذایی محصول و فرایند تولید آن میباشند.
    * بهبود کارایی در کاربری زمین از طریق آگاهی رسانی به کشاورزان در زمینه چالش ها و بحران های موجود زیست محیطی برای انتخاب سازگارترین شیوه های کشاورزی.
   * ارزیابی بهره وری آب و زمین قبل از اعمال شیوه های کشاورزی برای استفاده بهینه از منابع طبیعی و دستیابی به تولید موثر.
    *ارزشگذاری اقتصادی منابع طبیعی و در نظرگیری حقوق مالکیت در فرایند تولید، به نحویکه شرکتهای خصوصی قادر نباشند آزادانه و بدون توجه به تخریب منابع درآمدزایی کنند.
   * بالا بردن بهره وری در سیستم های آبیاری کشاورزی و توسعه کشاورزی دیم همراه با اعمال روشهای آبخیزداری موثر همچون احداث بند های خاکی و سایر روشهای ذخیره و کنترل سیلاب ها و روانابها.
   * استفاده از فناوری های آبیاری کارآمد در کشاورزی کوچک مقیاس همچون آبیاری قطره ای و پمپ های پدالی برای جلوگیری از مصرف بی رویه آبهای زیر زمینی.
 *   انجام اقدامات لازم برای کاهش هدر رفت آب در فاصله انتقال از مبدا تا زمین کشاورزی و یا فاصله بین مزارع.
   * محاسبه میزان مصرف آب برای کلیه اقلام تولیدی به منظور بالا بردن آگاهی عمومی نسبت به ارزش محصول و همچنین انتخاب مناسب محصولات در شرایط گوناگون اقلیمی.
  *  تغییررویکرد مدیریت آب کشاورزیاز تمرکز بر عرضه بهتمرکز بر تقاضا؛بدین معنی که برای استفاده پایدار از آب باید زیرساختهای مدیریتی در بخش آب به سمت رویکردهای تقاضا محور تغییر پیدا کند.
    * تلفیق فناوری های نوین و شیوه های موثر مدیریت آب و زمین مانند: جمع آوری رواناب و ذخیره رطوبت خاک برای افزایش بهره وری آب و احیای مراتع تخریب شده؛ ارزیابی اثرات برای حصول اطمینان از مدیریت پایدار آب؛ جدا سازی عوامل آلوده کننده آب از مبدا؛ توسعه فناوری های بومی تصفیه فاضلاب در سطوح ملی و محلی؛ بهره گیری از نیروی جاذبه برای استفاده از آب در سطح حوزه آبخیز برای ذخیره انرژی و حفظ کیفیت آب؛ استفاده از فناوری های جدید در فیلتر کردن و تصفیه آب همچون فناوری های نانو برای استفاده از آبهای خاکستری (فاضلاب شهری) در کشاورزی.
    آموزش و بالا بردن آگاهی عمومی در زمینه ارزش آب، بهره وری و کیفیت آن و همچنین بحران های زیست محیطی پیش رو در خصوص کمبود آب و خشکسالی.
    * به اشتراک گذاری دانش و تجربیات در زمینه کشاورزی پایدار، مدیریت ریزمغذی ها، مدیریت تلفیقی آفات، مدیریت منابع آب زیر زمینی و شیوه های آبیاری.
  *  مشارکت جامعه محلی شامل زنان و مردان برای ایجاد فرصت های اقتصادی در سطوح محلی از طریق ظرفیت سازی در برنامه ریزی، اجرا و مدیریت منابع و طرح های مدیریت و احیاء جنگلها و مراتع.
   * برای تدوین راه حل های مناسب اجرایی در مدیریت آب باید مدیران بخش آب و کشاورزی با سایر ذینفعان گفتگو کنند.
  *  چارچوب مدیریت آب باید جامع باشد، به نحویکه در آن ارتباط بین بخشهای مختلف در نظر گرفته شود.
  *  اعمال شیوه های اکوسیستمی در مدیریت آب برای پی بردن به نیاز آبی بخشهای مختلف اکوسیستم و تعیین حقابه آنها. بطور مثال در پاراگوئه، نیاز یک اکوسیستم آبی در لنگرحوزه آبخیز بعد از نیاز آبی انسان و قبل از آب مورد نیاز برای کشاورزی، تولید برق و سایر کاربری های صنعتی تخمین زده شده است.
 *   مذاکرات بین المللی برای به رسمیت شناختن اهمیت و منافع دو یا چند جانبه در حفاظت از حوزه آبخیز و بستر رودخانه ها و سایر منابع آب مرزی و امضای توافقنامه هایی برای حفظ و احیای منابع آب مشترک.
نویسنده : دکتر مینا استقامت، مدیر عامل مرکز حفظ و توسعه زیست بوم های پایدار (ZIPAK)

می فایل مجله خبری اندیشه ناب